یکشنبه، 26 اردیبهشت 1400

استاد دکتر شمس شریعت تربقان چهره ماندگار پزشکی کشور جاودانه شد

  • 08 خرداد 1393
  • 00:00
  • سازمان
  • 0 دیدگاه
  • 35514 بازدید
  • Article Rating
استاد دکتر شمس شریعت تربقان چهره ماندگار پزشکی کشور جاودانه شد

به گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان نظام پزشکی دکتر شمس شریعت تربقان دعوت حق را لبیک گفت و پس از حدود 60 سال خدمت صادقانه و آموزش و پرورش دانشجویان علوم پزشکی و در روز مبعث خاتم‌النبین دیده از جهان فرو بست.

سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران این ضایعه مؤلمه را به جامعه فرهیخته پزشکی و خانواده محترم آن فقید سعید تسلیت عرض نموده و برای ایشان از خداوند بزرگ رحمت واسعه مسئلت می‌نماید.

مراسم بزرگداشت آن شادوران روز جمعه 9 خرداد از ساعت 12 تا 30/13 در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌گردد.





دكتر شمس شريعت تربقان در سال 1305 در دهستان تربقان – كاشمر بدنيا آمد. ايشان داراي مدرك تخصصي پاتولوژي از فرانسه مي باشد.وي هم اكنون عضو هيئت علمي و استاد دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران مي باشد. گروه : علوم پزشكي رشته : پاتولوژي اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : شمس شريعت تربقان، در سال 1305، در دره تربقان و در خانواده يك روحاني به دنيا آمد. "زندگي خانواده من هميشه با يك نگراني توام بود. چون آن سال‌ها، سال‌هاي اوج قدرت رضاخان بود و محل تبعيد آيت‌الله سيد حسن مدرس هم نزديك ما بود و از طرفي پدر من هم خود يك روحاني قريب‌الاجتهاد بود. " تحصيلات رسمي و حرفه اي : تحصيلات شمس شريعت تربقان به ترتيب زير است : - قرآن و كتاب صد كلمه در مكتب ملاي ده(اين ملا زني بود بسيار دقيق و كوشا) - مقدمات خواندن ونوشتن فارسي در مكتب ميرزا مهدي در تربقان - از سال سوم ابتدايي تا سال ششم ابتدايي مدرسه رفعت كاشمر - سالهاي اول و دوم و سوم دبيرستان(مهر 1320 تا خرداد 1323)كندري كاشمر - سالهاي چهارم (24- 1323)پنجم دبيرستان (25-24)دبيرستان شاهرمناي مشهد - سال ششم دبيرستان رشته طبيعي (1326 – 1325) دبيرستان ايرانشهر(بعدها قريب)در تهران - شركت در كنكور پزشكي دانشگاه تهران در 1326 و قبولي در كنكور - فارغ التحصيل شدن از دانشكده پزشكي در ارديبهشت 1333 - بورسيه دولت فرانسه و تحصيل در مركز سرطان شناسي لئون در شهر ليون اخذ ديپلم رتبه استادياري از دانشكده پزشكي ليون فرانسه 1961 خاطرات و وقايع تحصيل : شمس شريعت تربقان از دوران تحصيل خاطراتي بياد دارد : كلاس سوم را در دبستان رفعت شهر كاشمر شروع كردم. تعطيلي براي من معني نداشت. تابستان هم كه مي‌شد،‌ پدرم ما را وادار مي‌كرد كه در باغ فعلگي كنيم. ديد پدر من اين بود كه اين چه مدرسه‌اي است كه 3 ماه تابستان تعطيل است. براي من تير با مهر فرقي نداشت. همه‌اش كار بود. حالا يا درس خواندن يا فعلگي كردن تا همين چند وقت پيش، هنوز دستانم پينه داشت. بالاخره در سال 1320 من وارد دبيرستان شدم. براي اولين بار در شهر كاشمر 3 سال قبل از ورود من به دبيرستان، دبيرستان احداث شده بود. سال سوم دبيرستان امتحان نهايي مي‌گرفتند و موسوم بود به سيكل اول. بعد از ظهر روز اول امتحانات نهايي سيكل اول امتحان انشا داشتيم. موضوع انشا شعر معروف سعدي بود كه به بررسي تفاوت‌هاي عرفا و دانشمندان مي‌پردازد: صاحب دلي برون آمد ز خانقاه ببريد صحبت اهل طريق را. گفتم ميان عالم و عابد چه فرق بود تو انتخاب كردي اين طريق را... اين گليم خويش برون مي‌برد ز موج و آن سعي مي‌كند كه رهاند غريق را. يعني عارف و عابد مي‌خواهد گليم خودش را از آب بيرون بكشد ولي دانشمند مردم را نجات مي‌دهد. من هم براساس آموخته‌هاي دوران نوجواني خودم و اين كه از تصوف متنفر بودم، در برگه امتحاني خود حمله به تصوف و دفاع از علم را شروع كردم. مشغول نوشتن بودم كه متوجه شدم، هر از چند گاهي دبير ادبيات ما بالاي سر من مي‌آيد و با ناراحتي پايش را به زمين مي‌كوبد و مي‌رود. بازرس استان نيز هر از چند گاهي نگاهي به برگه من مي‌اندازد و بخشي از متن مرا مي‌خواند و مي‌رود. اما خيلي علت اين موضوع دست‌گيرم نشد. تا اين كه وقت امتحان تمام شد و من 7، 8 صفحه انشا نوشته بودم. وقتي بازرس رفت، دبير ادبياتمان گفت: «بيچاره بدبخت من كه اين همه اشاره مي‌كردم چرا توجه نكردي؟» گفتم: «مگر چه خبر بود؟» گفت: «اين بازرس خود يك صوفي است.» از بد ماجرا خود بازرس هم اوراق انشا را تصحيح مي‌كرد. من تقريبا مطمئن شدم كه از انشا صفر مي‌گيرم. صبح زود به مدرسه رفتم. به محض رسيدن، به من گفتند كه بازرس تو را احضار كرده است. پيش خودم گفتم كه حتما احضارم كرده كه به من ناسزا بگويد. بازرس برگه را داد دستم. ديدم زير برگه نوشته: «اهدنا الصراط المستقيم» گفت: «پسرم خيلي خوب نوشته بودي! ولي فكر نمي‌كني بهتر باشد كه افكار را مطالعه كني و فقط نشنوي؟ به دليل انشاي خوبم او من را منشي خود نيز كرد. آن لحظه من از خوشحالي پر در آورده بودم. چون منشي بازرس كل شده بودم. به هر حال آن سال هم شاگرد اول شدم. فعاليتهاي ضمن تحصيل : شمس شريعت تربقان از فعاليت هاي ضمن تحصيل خود چنين مي گويد:"در سالهاي 1317 تا 1320 حجره اي در مدرسه حاج سلطان داشتم و در فرصتهايي كه بدست ميآمد بصورت انفرادي دروس طلبگي را در خدمت روحاني وارسته و عارف مرحوم شيخ ارسكي ميآموختم كه البته درهمان حد ابتدايي مطالبي چون كتاب لضاب بعضي نكات ديگر را از حضرت استادي آموختم ترجيح مي دادم از بحث هاي عارفانه ايشان استفاده كنم" استادان و مربيان : استاد شمسا ،استاد و همكار شمس شريعت تربقان بودند.وقايع ميانسالي : دكتر شمس شريعت تربقان از دوران ميانسالي خود چنين بياد دارد : با آنكه شهر شيروان داراي سه داروخانه بود كه مبين توانايي مطب داري دو يا سه طبيب مي باشد و با آنكه در آن زمان طبيب منحصربفرد شيروان بودم اما از آنجا كه اكثر مردم شيروان در آن زمان در فقر و تنگدستي ميگذراندند ترجيح دادم مطبي باز نكنم و بطور تمام وقت و بدون پولي اضافه بر حقوق معمول زمان بخدمت مردم در آيم و از اين كار چه لذتها بردم و چه قدردانيها از مردم ساده و بي ريا اما مستضعف شيروان ديدم." وي بعد از اتمام رزيدنتي در امتحانات رييس درمانگاهي كه در واقع آزموني براي ورود به هيات علمي دانشگاه و استاديار شدن بود، شركت كردو قبول شد(1339). ايشان بعد از حدود 5 سال دانشيار و در سال 1349 هم به مقام استادي نائل آمد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مشاغل و سمتهاي مورد تصدي شمس شريعت تربقان به قرار زير است: - از خرداد 1333 تا تيرماه 1334 پزشك بهداري شهرستان اراك - از تير ماه 1334 تا بهمن ماه 1335 رئيس بهداري و بيمارستان شيروان - از بهمن 1335 تا ارديبهشت 1339 دستيار قسمت پاتولوژي كرسي سلطان - از ارديبهشت 1339 تا ارديبهشت 1343 رئيس درمانگاه قسمت پاتولوژي كرسي سلطان - از ارديبهشت 1343 تا 11/2/1350 دانشيار تمام وقت گروه آسيب شناسي - تصويب صلاحيت استاديم در دويستمين جلسه هيات مميزه در تاريخ 11/12/49 و صدور حكم استادي از 11/2/1350 - مديريت گروه آسيب شناسي بمدت دو سال از تاريخ 21/4/52 - عضو هيات مميزه دانشگاه علوم پزشكي تهران از سال 1365 الي حال - سرپرست بخش آسيب شناسي و واحد ميكروسكوپ الكتروني انستيتو پاستور1371 - سرپرست كميته پيراپزشكي و عضو گروه پزشكي شوراي عالي برنامه ريزي 1371 - بازنشسته شدن در تاريخ 12/11/75 و ادامه كار بصورت قرارداد خريد خدمت - عضويت در هيات عالي انتظامي سازمان نظام پزشكي از سال 1377 الي حال - رئيس موزه ملي تاريخ علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : ميكروسكوپ الكتروني انستيتو پاستور بوسيله شمس شريعت تربقان در محل خودش نصب و راه اندازي شد.جوائز و نشانها : شمس شريعت تربقان در هفتمين همايش چهره هاي ماندگار در آبان ماه 1387 بعنوان چهره برگزيده در رشته پزشكي انتخاب گرديد.
________________________________________
آثار : آسيب شناسي ويژگي اثر : تاليف2 پاتولوژي تومورهاي استخوان ويژگي اثر : تاليف3 پروفسور ارلن و نقش او در آموزش پزشكي نوين در ايران ويژگي اثر : تاليف4 پستان و بيماريهاي آن ويژگي اثر : تاليف5 تاريخ آموزش پزشكي در ايران ويژگي اثر : تاليف6 تاريخچه آسيب شناسي در ايران ويژگي اثر : تاليف7 تاريخچه سرطان و انستيتو كانسر ايران ويژگي اثر : تاليف8 زندگينامه دكتر امير اعلم ويژگي اثر : تاليف9 ساركوم هاي غير استخوانساز استخوانها ويژگي اثر : 1349-تاليف

روحش شاد و یادش گرامی

امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.