دوشنبه، 29 تیر 1405
  
  • 1405/04/27
روزنوشت

خانم دکتر سودابه کاظمی اسکی

متخصص زنان،زایمان و عضو شورایعالی

برای جنوب و رنج‌هایش ....

برای جنوب و رنج‌هایش ... 

دکتر سودابه کاظمی اسکی 
 یک پزشک 
 یک مادر


سخت است...

سخت است
 مادر باشی ؛
ودر گرمای طاقت‌فرسای جنوب، میان خاموشی‌های طولانی، تمام تلاشت این باشد که فرزندانت را از گرما، تشنگی و اضطراب حفظ کنی؛ و هنوز نفسی تازه نکرده، صدای انفجار و بمباران، آرامش خانه‌ات را در هم بشکند.

سخت است
 پدر باشی؛
با هزار دغدغه برای تأمین معیشت، امنیت و آسایش خانواده‌ات... ، و ناگهان جنگی ناخواسته، همه محاسبات زندگی را به هم بریزد و آینده را در هاله‌ای از نگرانی فرو ببرد.

سخت است
 فرزند باشی؛
و پدر و مادری سالخورده در گرمای سوزان جنوب داشته باشی؛ پدر و مادری که حاضر نیستند از خانه، خاطره‌ها و زادگاهشان دل  بکنند و  سرزمین و زندگی‌شان را ترک کنند، اما تو به اجبار روزگار، کیلومترها دورتر از آنان هستی. هر تماس تلفنی با دلهره آغاز شود، هر خبر، اضطرابت را بیشتر کند و هر لحظه با این نگرانی زندگی کنی که مبادا در روزهای سخت، کنارشان نباشی؛ درست زمانی که بیش از همیشه به حضورت نیاز دارند.

سخت است 
 زن باشی؛
چه در کسوت مادری که هر روز چشم‌به‌راه بازگشت فرزند سربازش است، چه در جایگاه همسری که ثانیه‌ها را با اضطراب خبرها می‌شمارد، و چه در قامت نامزدی که هزار رؤیای مشترک را به فردای بازگشت او گره زده است.و سخت تر آن  است که این انتظار، ناگهان به سوگ بدل شود و رؤیاهای جوانی، در میان دود و آتش ناتمام بماند.

سخت است 
 انسان باشی ؛
و رنج خانواده‌های داغدار، اشک کودکان، نگرانی سالمندان و اندوه مردمی را ببینی که این روزها بیش از هر زمان دیگری به آرامش نیاز دارند. داغ از دست دادن سربازان جوان و همه جان‌باختگان این روزهای تلخ، زخمی است بر دل یک ملت.

و از همه سخت‌تر ...

سخت است
 پزشک باشی ؛
که در میان این همه اندوه، باید درد مردم را بشنوی، زخم‌هایشان را درمان کنی، امید را در نگاهشان زنده نگه داری و در عین حال، اندوه و نگرانی‌های خودت را پشت چهره‌ای آرام پنهان کنی. باید در لحظه‌هایی که دل خودت نیز از غم فشرده است، تکیه‌گاه بیماری باشی که امیدش را به دستان تو سپرده است. رسالت پزشکی، در چنین روزهایی، تنها درمان جسم نیست؛ مرهم بودن بر دل‌های زخمی نیز هست.

این روزها، پزشکان، پرستاران، ماماها و همه اعضای خانواده بزرگ سلامت، فارغ از هر عنوان و جایگاه، در کنار مردم ایستاده‌اند؛ برای کاستن از رنج، برای حفظ جان، و برای آنکه امید، حتی در سخت‌ترین روزها، زنده بماند.

 برای مردم شریف جنوب ایران از  بندرعباس و بوشهر و سیریک و.... ، برای خانواده‌های داغدار، برای مجروحان، برای سربازان این سرزمین و برای همه آنان که این روزها بار سنگین رنج را بر دوش می‌کشند، آرزوی صبر، امنیت، آرامش و روزهایی روشن‌تر دارم.

 باشد که هیچ مادری با صدای انفجار، فرزندش را در آغوش نگیرد؛ هیچ پدری شرمنده ناتوانی در حفظ معیشت و  امنیت خانواده‌اش نباشد؛ هیچ فرزندی نگران تنهایی پدر و مادرش نماند؛ هیچ زنی چشم‌انتظار عزیزی نباشد که هرگز بازنمی‌گردد؛ و هیچ پزشکی، درمان را در سایه جنگ، اندوه و سوگ تجربه نکند‌...