دوشنبه 18 فروردین 1399
  
  • 1398/11/15
یادداشت

مهدی اسفندیار

کارشناس مجری رادیو سلامت /دبیر سرویس سلامت و رفاه اجتماعی روزنامه ی صدای ملت

فراعنهء غُلام نهاد؟!


همانطور که انسان ها از بدو تولد یا زن هستند یا مرد و به طبع می بینیم که در سطوح مختلف جامعه و اقشار مختلف از هر دو جنسیت حضور دارند و عجیب نیست که وزیر یا وکیل زن یا مرد باشند. به همان شکل می خواهم دسته بندی نوینی از انسان ها ارائه بدهم که از نظر شخصیتی به دو دسته ی غلامان و آزادگان تقسیم بندی می شوند‌ و در تمامی سطوح حضور دارند.

در وصف غلامان باید گفت انسان هایی هستند که فرقی نمی کند کجا باشند، از کارگران تا کارمندان از رئیسان تا مدیران کل و معاونان و وزرا و هرکه صاحب منصب است، ممکن است شخصیت و هویت فکری اش غلامی باشد. در وصف شخصیت این افراد باید گفت بر زیردستان سخت گیر و بی اعتنا و بر بالا دستان اهل کرنش و فرمان پذیر هستند و بسیار متملق، این دسته از صبح تا شب درگیر تضاد هستند و دائما در حال دگرگونی، فقط کافیست به نحوه ی پاسخ دادنشان به تلفن ها نگاه کنید، در اوج عصبانیت به محض تماس بالادستان، مهربان و مودب می شوند و در همان حال فرو دستان را به کوچک ترین و بی اهمیت ترین بهانه ای مورد تخریب و تهدید و توهین و حق کشی قرار می دهند. از صبح تا شب حالشان و صدایشان با شخصیت فرد حاضر در آنسوی خط ارتباطی فرق می کند، با زن و بچه به صدایی و حالی با کارمندان به صدایی و حالی و با روسا با صدایی و حالی دیگر .. کلا در حال تظاهر و ریاکاری هستند، اینان همان هایی هستند که شریک جنایات روسا در حق بشر خوانده می شوند و کاری هم نمی شود کرد، گویی چنان تربیت یافته اند که ذاتا غلام زاده شده اند، اساتید ماهر تملق هستند و استاد ماله کشی بر سو مدیریت ها. اما در سوی مقابل آنها آزادگان هستند، شیفته ی برابری و معتقد به کرامت انسانی آدم ها؛ عاشق تحول و تدبر و تفکر، با طمانینه سخن گفتن شناخته می شوند و صدایشان و توجه شان و رفتارشان برای همه بیان گر کرامت ذاتی آنهاست، در هر کجا باشند از کارگر و کارمند تا رئیس، با مشارکت و خردجمعی و پاسخگویی و توجه به قضاوت تاریخ شناخته می شوند. اما روزگار غلامان که رفتار فراعنه گونه ی آنها با زیردستان و با تبختر رفتار کردنشان زبان زد زبان های بی صداست، در زمان دوری از قدرت بسیار جالب است، غالبا منزوی و در هاله ای از ترس و رعب و وحشت و برای حضور در بین مردم و کسانیکه قبلا با آنها کار می کردند، بیمناک و خود را نیازمند مراقبت یا حمایت می دانند، اما آزادگان، بی پیرایه و همیشه محبوب جان ها هستند، نه از ترس سایرین لذت می برند و نه نیاز دارند که مورد ستایش قرار گیرند. باید به خودمان نگاه کنیم در هرکجا که هستیم، از خانه تا اداره و ... که طبع غلامان داریم یا آزادگان... زمان برای همه ی ما به سرعت در حال سپری هست‌، مبادا عادت، قباحت رفتارمان را در نظرمان از بین ببرد.